کرسی آزاد اندیشی شمس پرنده

مثنوی ، هرمنوتیک و مباحث اجتماعی : آزادی ، قانون ، نقد : گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن...

«نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟»

استاد بزرگوار/ مدیر محترم آ.پ دولت تدبیر و امید

با درود و ادب

اکنون و در طلیعۀ برگزاری اجلاس سراسری آموزش و پرورش و بر خلاف درخواست های معمول و به حق معیشتی همکاران ، این جانب به عنوان یک دبیر کوچک این نهاد از شما استدعایی دیگر دارد:

فرهیختۀ بزرگوار می دانیم که رییس دولت تدبیر و امید در نخستین سخنرانیش در دانشگاه تهران دانشجویان را به خوی مشارکت­طلبی ارجاع فرمود. رهبری انقلاب که خود از سابقین مشارکت­طلبی و فعالیت سیاسی-اجتماعی بوده­اند بارها و حتی تا حدّ لعن و نفرین در باب کسانی که نمی­خواهند دانشجوی ما سیاسی باشد پیش رفته­اند. حال برای من سؤالی باقیست. ما از یک سوی شهروندانمان را دعوت به مشارکت و نقد می­کنیم و در سوی مقابل عنصری به نام نقد را نه در ساختار اداری قبول داریم و نه آن را برمی تابیم. در فرم­های تأیید صلاحیت عمومی افراد، گزینه­ها از این قرار است: موافق ؛ مخالف ؛ معاند... خود ناگفته پیداست که در این بین جای واژۀ منتقد خالیست. منتقد کسیست که ساختار را قبول دارد و چون قبول دارد وقتش را صرف تحلیل ، نقد و ارائۀ راهکار و نشان دادن کاستی­ها و بزنگاه­ها می کند.

مدیر محترم بنده در این مجال نه درخواست طرح مشکل معیشتی معلمان را دارم ، نه از نگاه حقیقی و منصفانه به طرح­هایی چون رتبه­بندی و... سخن می­گویم، نه آزادی همکاران در بند صنفی را می­خواهم بلکه فقط و فقط یک حق را مطالبه می­کنم: حق پذیرش نقد و مصونیت پس از آن که جامعۀ بدون نقد در خود خواهد پژمرد و فرو خواهد ریخت.

چرا مطالبۀ رهبری انقلاب را در باب کرسی­های آزاد اندیشی در ساختار آموزش و پرورش پی نمی­گیرید تا دوستان و برادران ما که گاه نقد را دشمنی در حد استکبار جهانی می بینند با دیدن نقادی و ثمرات آن ترسشان بریزد و به مزایای این گوهر مبارک که باعث رشد ممالک دیگر شده پی ببرند؟

 

زیاده عرضی نیست...

                                                             با آرزوی اجلاسی مفید و کارشناسانه: علی اکبر رضادوست

                                                                                     معلمی از نیشابور                                                                                     یازدهم امرداد 1394

................................................


برچسب‌ها: اجلاس سران آ, پ نقد کرسی آزاد اندیشی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 12:16  توسط علی اکبر رضادوست  | 

محضر ریاست محترم جمهور دولت تدبیر و امید جناب آقای دکتر روحانی (دامه توفیقاته)

با درود و ادب و تبریک پیروزیتان در خوان سترگ آشتی هسته­ای

«به تدبیرت امید ساحلی هست...»

 

ریاست محترم جمهور امروز شما و تیمتان بیش از پیش محبوبید و بنده فرصت را مغتنم می­شمارم تا به بهانۀ این شادمانی دغدغه­های ملّی و صنفیم را به عنوان عضو کوچکی از معلمان این سرزمین خدمتتان عرض کنم و همچنین یادآور شوم همانگونه که مطالبه فرمودید ما پس از رأی به شما رهایتان نکرده­ایم و ریز اعمال دولتتان را می­پاییم و پاسخ نقدها و حتی اغراض رقیب را هم می­نویسیم.

جناب دکتر مستحضرید که از همین اول خُم نباید به دُردی رسید و بهتر از من می­دانید که هر دُردی و دَردی که داریم حاصل ناروشنی­ها و در نتیجه تخلیط­هاست و تخلیط  100 میلیارد کجا رفت، از این جمله و از نخستین خاک­های تخلیط در قدح عیش ماست. مستحضرید در حالی که پول­های بلوکه شده چیزی حدود 120 میلیارد دلار اعلام می­شد بانک مرکزی آن را اغراق خوانده و رقم را 29 یا به روایتی 23 میلیارد اعلام کرده است و این همه معلول ناروشنی­ها و عدم گردش شفاف یا حداقل، ناکافی اطلاعات است.

نکتۀ بعد لزوم هنرمندی دوبارۀ شما در این مقطع است. ما می­دانیم عزیزان تیم اقتصادی و ریاست محترم جمهور خود اهل تدبیرند و می­دانند علم گاه نیازمند رنگ هنر است. اگر قرار باشد مسیر علم، ریاضی­وار طی شود یک ربات هم قادر است خیلی دقیق­تر و بی­خطاتر عمل کند، تبعاً گذاشتن یک انسان بر مصدر امور برای اجرای هنرمندانۀ رهنمودهای دانش و علم است. مستحضرید اقتصاد اقشار زیادی از مردم ایران و من جمله معلمان خیلی وقت است به زیر خط فقر خزیده و از مرحلۀ هشدار هم گذر کرده است. حال سؤال این است که با دلارهای آزاد شده و فروش نفت آتی چه باید کرد؟ آیا واجب نیست نخست، قطره­ای از این نوشدارو را برای بلند کردن پیکر بی­جان و محتضراقشاری از مردم صرف کنیم تا بعد از بلند شدن بتوانند ما را در اهدافمان همراهی کنند؟ معمولا اهالی اقتصاد در این مواقع تزریق پول را تورم­زا می­دانند اما راهکارهایی چون دادن اقلام کالایی و... را توصیه می­کنند. درست است که دولت باید 30 درصد از درآمدهایش را به صندوق توسعه بدهد و درست است که ظاهرا بدهی­هایی به بانک­ها و غول­های اقتصادی پیدا و پنهان دارد اما همینجاست که آن هنرمندی در جامۀ اهمّ و مهم و استمهال باید به یاری علم و مقررات جاری بیاید. دولت در پایان این سال دو انتخابات سرنوشت­ساز در پیش رو دارد و تا چشم بر هم زنیم انتخابات ریاست جمهوری؛ پس هر کار می­کند باید علاوه بر سرمایه­گذاری­های بنیادین و لاجرم دیربازده، در کوتاه­مدت نیز اگر چه با تزریق مسکن­هایی مردم را راضی سازد، مردمی که اگر نیک بنگریم برخی نه اهمیت این توافق را در حد حتی یک پیروزی فوتبال درک کردند و نه لاجرم در داو ما پای کوبیدند؛ بنده نمی­گویم  حال که پول داریم زین اسب و چوب بستنی و دسته­بیل وارد کنیم اما خود بهتر می­دانید که چه کنید. جمع کردن اقتصاددانان از داخل و خارج کشور و نظرخواهی از ایشان(و یک مشت بی­سواد نخواندن آنان، چنانکه گذشتگان قدرناشناسمان خواندند) یکی از این بایدهاست. در سایر امور نیز دوگانۀ: تشکل­های صنفی و مدنی و در یک کلام سپردن امور به مردم و تشکیل تیم­های متنوع پژوهشی(و نه پژوهش­بازی و پژوهش­سازی) برای هر تصمیمی نوشداروی امروز کشور ماست، کشوری که فقط من باب نمونه وضع معلمانش را گفتم و از بسیاری دیگر چون دانشجویان تحصیلات تکمیلی بی­کار و بی­همسر، شرکت­های ورشکسته و نیمه­تعطیل، اعتیاد و فحشا و بسیاری دیگر دم نزدم که اکنون زمان امید است.   

جناب دکتر موازنۀ اقتصاد ما چنانکه می­گویند 30 به 70 است. یعنی 30 درصد آن زیرمجموعۀ دولت است و مالیات می­پردازد و نظارت می­پذیرد و 70 درصد باقی­مانده همان به ظاهر خصوصی یا نیمه­خصوصی­ها(آنچه در طعنۀ خصولتی­سازی بارها شنیده­ایم) هستند که از قبل هم بودند و اجرای وارونه و غلط اصل 44 هم بدان دامن زد. تا زمانی که مالیات یک کارمند را قبل از رسیدن حقوق به حسابش تمام و کمال استیفا کنید و آنگاه از ظرفیت 70 درصدی اقتصاد غافل شوید، نفت­فروشی و برداشتن تحریم­ها هم درد زیادی را دوا نمی­کند و اقتصاد مقاومتی هم در حد یک شعار زیبا درمی­ماند. رها کردن ظرفیت 70 درصدی و چسبیدن به مقاومتی­سازی 30 درصد چه معنایی جز مزاح مطلق دارد؟

آقای رییس جمهور معتقدم خوان پیش­رو بسی دشوارتر و پیچیده­تر از خوان توافق هسته­ای است و شما بدون دو عنصر شفاف­سازی و یاری مردم از آن عبور نخواهید کرد. پس بیایید و در اولین گام جانی به معلمان بدمید تا همانگونه که در برآمدن تدبیر نشان دادند، پشتوانه­ای محکم برای شفاف­سازی اقتصادی باشند. یک میلیون قلم و قدم اگر به راه بیفتد و میلیون­ها دانش­آموز و خانواده­هایشان را از اوضاع اقتصاد ایران و باید و نباید آن، آگاه سازد، از سویی سرمشق تدبیر شما را خانه به خانه و سنگر به سنگر به بدنۀ جامعه می­رساند و از طرفی تمام گرد و غبارها را فرومی­نشاند و طومار خاصه­خواران را در مسیر خروشانش در هم می­پیچد. به راه افتادن این رود خروشان مرهون همت شماست. شما بهتر از من می­دانید که توسعه بدون رکن آموزش و پرورش شیر بی سریست که یارای غرّش نخواهد یافت، پس هر چه زودتر و پس از رکن بهداشت که بدان پرداخته شد، به سامان این وزارت همت گمارید که رنج­ها می­برد و جفاها می­کشد. این خسارت بزرگ و معناداری است که همالان من هنوز امضای مدرک دکتریشان خشک نشده، در پی خروج از این وزارت برآیند و آن هم فقط به دلیل نبودن عدالت در پرداخت­ها و بهره­نبردن از تخصص ایشان.  آقای دکتر می­گویند شما یک بار یکی از متخصصین را از کُنج دفتری نادرخور به رأس برکشاندید و حاصل ظرافتش را همه دیدیم، باور کنید این مُلک، ظریفان زیادی دارد که هنوز در کنج­های بلااستفادگی خاک می­خورند.آقای رییس جمهور این یک فرصت تاریخی است که نصیب این ملت شده است، نکند چون گذشته به فرصت­سوزی دچار شویم که «من جرّب المجرب حلت به الندامه».

 در پایان تلخکامم که بگویم چندی از فعالان صنف ما در جشن توافق در کنار ما نبودند و این شب­های خوش در کنار عزیزانشان هم نیستند. یقین دارم این امر شما را هم تلخکام خواهد ساخت. پس مهرتان را خورشیدوار بر همگان بتابید و قفل­های حبس و تنگنا را یکایک بگشایید که این راه حقیقی رسیدن به هم­دلی و هم­زبانی است که خود لازمۀ تعالی و توسعۀ ایران است و مطمئن باشید اگر جهان عرب صدای پای ایرانیان را در اقصی نقاط جهان شنیده ما گوش تیزتری داریم و صداهای مهربانانه­تری از گام ایرانیان مهربان و علم­دوست می­شنویم. اگر نیاکان ما بدون صدور نفت توانستند در آب­های اقطار ربع مسکون کشتی بر آب افکنند ما هم خواهیم توانست اگر باور کنیم: «توانا بود هر که دانا بود».

ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد/که به تدبیر تو تشویش خمار آخِر شد

                                                                دکتر علی اکبر رضادوست معلم کوچک سرزمینی بزرگ


برچسب‌ها: توافق هسته ای, معلم, آموزش و پرورش, اقتصاد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴ساعت 23:23  توسط علی اکبر رضادوست  | 

امروز 22 بهمنی رقم خورد که به نظرم با سال های دیگر متفاوت بود. امروز حماسۀ سیاسی مدّ نظر رهبری خردمندمان کامل شد. در میان سیل عظیم ملّت، حس قطره ای کوچک را داری که به سمت اقیانوس می رود. امروز تجلّی اتحاد مردم بود.

امروز  به امریکا گفتیم که نمی گذاریم 28 مردادها را تکرار کنی. ما به تو اعتماد نداریم. امروز امواج اقیانوس ایرانیان به زیر میز تو و گزینه هایت زد.

ما روی پای خود می ایستیم و به مردمسالاری و آزادی می رسیم. هیچ کس برای هدیۀ آزادی و دموکراسی برای کشور دیگری فرش قرمز پهن نمی کند. اگر کشورهای پیشرفته از دموکراسی برخوردارند، این به معنای آن نیست که همان رفاه و قانون و دموکراسی را برای ما هم بخواهند. آن ها نفت ما را می خواهند و منافع دیگر این منطقه را. دموکراسی هدیه دادنی نیست بلکه باید با جان کندن به آن رسید. ملت ایران به مردم سالاری خواهد رسید آن هم از نوع بی عیب آن. از نوع معنوی آن . از آن نوعی که هم خانواده و ارزش زن در آن حفظ شود و هم رنگ الهی در آن باشد.

یقیناً این حضور بی نظیر امروز، پشتوانۀ تیم مذاکره کننده دولت تدبیر و امید خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 14:33  توسط علی اکبر رضادوست  | 

مطالب قدیمی‌تر