هرمنوتیک تطبیقی مولانا و آگوستین؛ ادبیّات عرفانی، مولانا، نقد و نظر : گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن...

نقاب های خنثای مدیریتی، راه دور زدن گفتمان 24 خرداد

 

اصطلاح دولت در سایه را در ترمینولوژی سیاست شنیده ایم. به عنوان مثال امروزه با وجود فتنۀ داعش گاه از «میت» سازمان اطلاعاتی ترکیه به عنوان دولت در سایۀ ترکیه می شنویم یا روزگاری در همین حوالی کسانی که هوای دولت پایدار و بهار ماندگار در سر می­پروراندند همچون روسیه از طراحی دولت سایۀ «آن مرد رفته» می گفتند. دولت های در سایه معمولاً  از دست پروردگانشان به عنوان نقاب هایی برای ادامۀ حاکمیت خویش بهره می برند البته برعکس این نیز صدق می کند، یعنی آنچه که در سایه است خود دست پروره ایست که به عنوان ماری در آستین پرورش می یابد و گاه علیه ولی نعمت خویش هم قد علم می کند.

این تمهید مقدمات برای بیان موضوعی بود که در مدیریت ها و انتصاب های پس از انتخابات 24 خرداد شاهد آنیم. اکثر مردم و به خصوص قاطبۀ درس­خواندگان و اهالی ادب و هنر و فرهنگ که خون دلها خورده بودند و دندان ها بر جگر گذاشته، با شرکت در انتخابات ارادۀ خویش را مبنی بر «تغییر» به متمدنانه­ترین شکل آن بیان کردند. معمولاً مطابق آنچه در همۀ ملل متمدن و مردمسالار شاهد آنیم توقع می رفت با تغییر دولت، مدیران کشوری، استانی و شهرستانی نیز تغییر یابند و سکّان کار به دست کسانی سپرده شود که اعتقادی به گفتمان جدید دارند.

با کمال تأسّف و با گذشت نزدیک به دو سال از ابراز این تغییر­خواهی و با توجه به اعلام صریح ریاست محترم جمهور به لزوم تغییر ناباوران به گفتمان 24 خرداد، هنوز که هنوز است بسیاری از مدیران دولت قبل بر سر کارند و همین موضوع باعث شده است که بسیاری از طرح­های دولت تدبیر یا پیش نرود و یا به کندی طی شود.

در کنار این عدم تغییر، یکی دیگر از نعل های وارونۀ معتقدان به گفتمان قبل برای اجرایی ساختن طرح دولت ماندگارشان! استفاده از نقاب­های مدیریتی است. یعنی ایشان در مواردی که هیچ راه گریزی از تغییر نیست، به جای تن دادن به کسانی که نقشی در برآمدن دولت تدبیر داشته یا اندک اعتقاد بدان دارند  با حذف و مشکل­تراشی برای ایشان، به سراغ کسانی می روند که می­توان نام «نقاب های مدیریتی» بر ایشان گذارد.

این نقاب­های مدیریتی تا آنجا که نگارنده سراغ گرفته است دارای ویژگی های مشترکی هستند که به برخی از آنها اشاره می شود:

-        این نقاب ها معمولاً دارای عناوین رسمی دانشگاهی چون دکتر و مهندسند تا مقبول گفتمان جدید واقع شوند و در این بین هم اهمیتی ندارد که این عناوین حقیقی و بررُسته باشد یا صوری و بربَسته، مرتبط با حوزۀ مدیریتشان باشد یا نامرتبط.

-        این افراد معمولاً دارای یک تابلو مشخّص فکری و سیاسی نیستند و نمی شود تشخیص داد که پیرو چه گفتمانی هستند.

-        این نقاب­ها معمولاً صاحب رأی و نظر نیستند و به لحاظ شخصیتی خوی راهبری ندارند بلکه صرفاً عاشقان عنوان مدیریت یا رشد شغلی و... هستند و در این معامله صرفاً نامی از مدیریت را صاحب می شوند لیکن در عمل مدیران در پس پرده، همان هایند که بودند.

-        البته این نقاب ها بر اساس جستجوی ما دارای دو تیپ شخصیتی هستند: یا انسان هایی با توهّم همه چیز دانی و خوی استبدادی هستند که فقط دوست دارند بالا و بالاتر روند و یا برعکس آدم هایی هستند منفعل و خنثی که  به هر روی  به قبول  یک چنین مسؤلیتی برانگیخته و راضی شده اند. نوع نخست معمولاً پس از مدتی علیه مدیران در سایه نیز قد علم کرده و  با خوی استبداد  به رأیی که دارند نه نصیحت ناصحان را می پذیرند و نه حاضرند افراد برتر از خود یا در حدّ خود را در اطرافشان تحمّل کنند. بر این اساس ایشان زیرمجموعۀ خویش را پر از  اشخاص طبقۀ دو(خنثی) و کسانی خواهند کرد که هیچ نظری از خویش نداشته یا ابراز نکنند. نتیجۀ مدیریت این مدیران همانگونه که دیدیم و چشیدیم ویرانی بی حد و حصر از هر نوع، افول نخبگان و به قربانگاه رفتن اندیشۀ مردمسالاری دینی و حتی دینمداری حقیقی است.

-        در باب مدیران دستۀ دوم یعنی نقاب های خنثی باید امیدوار بود که حداقل مو به مو به منویات مدیران در سایه گوش کنند تا حداقل شاهد ادامۀ همان گفتمان شکست خورده باشیم! البته اگر بشود(که بسیار بعید است) می توان جلو زیان را تا حدّی گرفت و این در صورتی ممکن است که اطراف این مدیران خنثی را  با خردمندان و معتقدان  به دانایی محوری پر کرد و با این روش ارتباطشان را با مدیران در سایه کمرنگ ساخت.

عیب عمدۀ هر دو دستۀ مدیران نقاب(خنثی یا مستبد) نفاق و تذبذب فکری است. گفتیم ایشان از بین کسانی برگزیده می شوند که علی الظاهر مشخصات گفتمان جدید را داشته باشند اما در عمل گفتمان مردود را اجرایی کنند. در این میان ایشان ناچارند به سبب نداشتن درک درست از تعادل و از اصطلاح «اصلاحطلب ِ اصولگرا» هم به میخ بزنند و هم به نعل؛ هم ظواهری از ارزش های دینی و انقلابی را به نمایش گذارند و هم پوسته هایی از دموکراسی را به رخ بکشند؛ هم توقع مدیران سایه را برآورده سازند و هم شکل و شمایل گفتمان جدید را حفظ کنند و این بوقلمون صفتی،  باعث خلق روباهی می شود که هوای طاووس بودن به سرش افتاده است و تبعاً از چنین خمّ رنگی شغالی به در خواهد آمد که نه رنگ این گفتمان را دارد و نه آن یکی را ؛ در حالی که هدف رسیدن به رنگین کمان تعادل بود و نه ملقمه ای از این و آن و ادعایی صرفاً تو خالی : «که منم طاووس علیین شده».

در این میان و با چنین فضایی گفتمان عقب مانده از همراهی اکثریت، بیشترین سود را خواهد برد. چون طرفداران هیچ یک از افکار شاهد آنچه می خواهند نیستند، کارها و برنامه ها به تعویق افتاده و یا با شکست مواجه شده و موافقان و برآورندگان دولت جدید هم سرخورده و مأیوس شده اند و این بهترین شرایط است برای تخطئه دولت مستقر و به شکست کشاندن او که چنین مباد.


برچسب‌ها: نقاب 24 خرداد دولت سایه
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 0:8  توسط علی اکبر رضادوست | 

 

تبیین بزرگی این اتفاق وظیفه ملی ماست و اگر چنین نبود این چند کلام را هم نمی نوشتم... این توافق پیروزی گفتگو بر تک گویی است. و ان شاء الله مقدمه ای برای گفتگوی تمدن ها. این توافق برای هر که مبارک و پرمنفعت نباشد یقیناً برای ما شهروندان معمولی و درجه دو و سه فرخنده است. برخی ناراحتند و البته قابل درک است زیرا منافع هر فرد و گروهی از طریقی تأمین می شود. منفعت برخی در بیمار شدن آدمیان است. مرده شوی ها با مردن آدمیان سود می برند و هر کس به طریقی امرار معاش می کند. منافق عده ای در دشمنی و دشمن تراشی بود و هست اما منافع آدمیان در دوستی و صلح است. دوستی و صلح مبارک و پایدار


برچسب‌ها: توافق هسته ای, گفتگوی تمدن ها, کاسبان دشمنی
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 18:0  توسط علی اکبر رضادوست | 

متن زیر را برای نوروزنامۀ فر سیمرغ نوشتم:

نوروز قرارداد خردمندانۀ نیاکان نیک­اندیش و میانه­رو و لزوم نوزایی آن در جهت توسعه

زمان همانند همسایه­اش مکان، علی­الظاهر از قراردادهای بشریست که فهم دقیق و کامل آن نیازمند به درآمدن از شهربند مستحکم آن است؛ یعنی تا زمانی که بر فرازی از لازمانی و لامکانی نایستیم، فهمی درست از زمان و مکان نخواهیم داشت که محفوف به خودِ زمان و مکان و تأثیراتش نباشد. نوروز که مرکب از دو بخش «نو» و «روز» است از قراردادهای متّکی بر زمان است. زمانی نو که می­تواند بسته به قرارداد آدمیان، هر روزی و هر فصلی باشد: کریسمس زمستانی باشد یا نوروز بهاری و ما مردمانی خوشوقت و خوشبختیم که نیاکان نیک­اندیشمان که فقه فقه و نحوِ نحوشان بر اقانیم سپندِ: پندار، گفتار و کردار نیک برافراشته­ شده، بهترین زمان را برای این جشن(یسن) برگزیده­اند. این گزینشِ نیک، حکایتگر خوی میانه­روی و اعتدال ایرانیست که زمان برابری لیل و نهار را برای جشن اعادۀ خویش برگزیده و به قول شیخ اجلّ:

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

یکی دیگر از تدابیر بشری در برابر سیف قاطع و دو لبۀ زمان، همین قرارداد «اعاده» است. زمان همانگونه که بُرنده و قاطع است می­تواند ملال­آور و طاقت­فرسا هم بشود. همانگونه که در واژۀ «نوروز» می بینیم در معادل عربی آن، «عید» هم، بحث اعاده و روز از نو و روزی از نو مطرح است. تقسیم زمان به ساعات و روزها و هفتهها و ماه ها و نهایتاَ به سال که نوروز سررسید آن است، تدبیری چندوجهی و ذومنافع است. پروندۀ یک روز، هفته یا ماه و سال بد یا خوب را می­توان با یک سررسید نو بست و روزی نو و روزگاری نو را آغاز کرد. مطابق روایت فردوسی در شاهنامه، جمشید به عنوان بنیانگذار نوروز این شروع را در پی ایامی خوب می آغازد و پس از به سامان رساندن اموری مهم و گوناگون به نوروز می نشیند:

جهان انجمن شد بر تخت او/ شگفتی فروماند از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند

چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار

ز رنج و ز بدشان نبُد آگهی/ میان بسته دیوان بسان رَهی



دوران جمشید به عنوان یکی از پادشاهان اساطیری ایران، روزگار توسعه و درخشندگیست. جم یا یمِ درخشان(یمه خشئته=جمشید) سه بار دست به توسعۀ جغرافیایی و گسترش مراتع می زند. آنچه برای نگارندۀ این سطور از ارتباط توسعه و نوروز در زندگانی مؤسس آن اهمیت دارد، لزوم نوزایی اساطیر در جهت بهره­برداری امروزین است. ما گاه نیازمندیم برای توسعه و پیشرفت شهر و ایرانشهرمان نگاهی هم به الگوهای وطنی داشته باشیم. الگوهایی که در رگ و پوست ما به عنوان کهن­الگوهای
پایدار ریشه دوانده است. ما امروز محتاج نوزایی آرش هایی هستیم که جانشان را در چلّۀ کمان رشد و تعالی وطنشان نهند و جمشیدهایی که با عصا و انگشتر تدبیر ،  گسترش مرزهای دانایی و توسعه را بازآفرینی کنند.

گادامر در کتاب حقیقت و روش در تبیین ماهیّت روشگریز فهم و دخالت همۀ عناصر چرخۀ فهم(سوژه، ابژه و...) در روند بازیگون آن، مثالهایی می­آورد. یکی از مثالهای گادامر عید و مراسم اینچنینی است. ممکن است نوروزی بیاید و بگذرد امّا ما نتوانیم بگوییم امسال عید داشته­ایم؛ با اینکه بسیاری از مقدمات آن فراهم بوده و زمان هم به لحاظ تقویمی گذشته است اما به لحاظ عدم مشارکت فکری و روحی ما به عنوان عنصری از عناصر بازی عید و... ما عیدی نداشته­ایم. بسیار شنیده­ایم که کسی گفته باشد ما که امسال عید نداشتیم در حالی که تبعاً زمان نوروز فرا رسیده و سال نو هم تحویل شده است.

 دز بازی زندگی  و عید به عنوان یکی از بازیچه­های زیبای آن ما محتاج رفیق و حتی رقیبیم. ما حتی برای بهره بردن از یک تمرین ورزشی نیازمند رقیبی سالم هستیم و هر گونه ضرب­خوردگی حریف به معنای محروم شدنمان از بازیست. شاید مهمترین حریف این عالم نیز «خود» ما باشیم؛ همان خود یا «من» تو در توی و به قول مولانا نهصد لایه که گاه لازم است از آن بگذریم و با خطوتانی وصال یابیم و گاه باید با آن همدل شویم و دل به دلش دهیم. امسال سعی خواهم کرد به عنوان عنصری هر چند کوچک از بازی روزگار هوای حریفم (چه درونی و چه بیرونی) را داشته باشم و سعی کنم با تقویت اندیشه­های نیک در کنار گفتار و رفتار نیک، سبب­سازی عیدشدنِ عید را فراهم آورم که حقیقی­ترین زمان به قول آگوستین و البته همشهریمان خیام خردمند، زمان حال یا همین امروز است که باید درکش کنیم زیرا که :

بر چهره ی گل نسيم نوروز خوش است/ بر طرف چمن روی دلفروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گويی خوش نيست/ خوش باش و  ز دی مگو که «امروز» خوش است

عیدتان عید باد


برچسب‌ها: نوروز عید اعاده توسعه جمشید
+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین ۱۳۹۴ساعت 22:52  توسط علی اکبر رضادوست | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
از نظرگاه است ای مغز وجود!
اختلاف مؤمن و گبر و جهود
(مثنوی جناب مولانا)

در باب نویسنده :

تحصیلات : رشته زبان و ادبیات فارسی

کارشناسی : دانشکده ادبیات دکتر علی شریعتی دانشگاه فردوسی مشهد(پایان : 1374)
کارشناسی ارشد : دانشگاه بیرجند، پایان نامه : مثنوی و هرمنوتیک(دفاع : 1388)
دکتری : دانشگاه تهران، رساله : هرمنوتیک تطبیقی مولانا و آگوستین(دفاع : 1393)

خوانندۀ گرامی
نوشته های این وبلاگ حاصل دیدگاه ها و برداشتهای شخصی من است که از پیشینۀ مطالعاتی، افق ذهنی، و نهایتاً زیست جهان من نشأت گرفته و ممکن است با نظرات شما یکسان نباشد.
من آموخته ام در هنگام بحث و گفتگو، دو طرف باید بپذیرند که حقیقت در مشت هیچکدامشان نیست(آگوستین) پس تعصّبی نسبت به نظرگاهم ندارم و خوشحال می شوم با گفتگو نظریاتمان را اصلاح کنیم و
برای این هدف تا امروز بهتر از گفتگو نیافته ام که بتواند اختلافات و برداشت های نادرست یا متفاوت را فرو کاهد پس بیایید در تمام زندگیمان به جای پیشداوری و متهم ساختن هم، حرف بزنیم تازه اگر پس از این به نتیجه نرسیدیم قول بدهیم به عقیدۀ همدیگر احترام بگذاریم و سعی کنیم با احترام به قوانین و چهارچوب های موجود مورد قبول اکثریت (و با احترام به اقلیّت) اندیشه ها و باورهایمان به تزاحم نینجامد.
مطمئنم دوستی ها ارزش بیشتری از جانبداری هایمان دارد. ما قبل از اینکه به فلان فکر و بهمان اندیشه متمایل باشیم انسانیم و همگی در یک کشتی به نام ایران به سر می بریم که نمی خواهیم مثل برخی از همسایگانمان شود.
با این حال هرمنوتیک به عنوان فهم شناسی و حتّی در نوع روشی آن، قواعدی نیست که صرفاً با آموختن آن از بدفهمی برهیم؛ در هرمنوتیک قدسی مولانا و آگوستین فهم مستلزم تغییری وجودیست که با ایمان و تزکیه و اخلاق میسّر است :

چشم ها و گوش ها را بسته اند
جز مر آنها را که از خود رسته اند
جز عنایت که گشاید چشم را
جز محبت که نشاند خشم را
جهد بی توفیق خود کس را مباد
در جهان ، و الله اعلم بالسداد
(مثنوی جناب مولوی)

پیوندهای روزانه
کتابخانه دیجیتال
ویکی پدیا(تند شناخت)
دایره المعارف بریتانیکا
گتابخانه کنگره امریکا
کتابخانه دیجیتالی نور
نور مگز(پایگاه مجلات تخصصی)
صوفیسم(دانلود کتب عرفانی)
پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش
بنیاد حکمت اسلامی صدرا
مرکز پژوهش های مجلس
فرهنگستان زبان و ادب فارسی
پرتال جامع علوم انسانی
خانه کتاب
پژوهشگاه علوم و فن آوری ایران(ایران داک)
شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
دایره المعارف بزرگ اسلامی(20ج تا حرف ح)
جستجوی مجلات و مقالات نمایه شده
پایگاه مقالات علمی جهاد دانشگاهی(اس آی دی)
وب دانشجویی
فرارو
دانلود آلبوم کامل شهرام ناظری
گروه ادبیات آمپ نیشابور
آفتاب در زنجیر
فیس بوک خودم
جستار آشوری
مرکز زلزله نگاری دانشگاه تهران
دکتر فتوحی
دکتر کاووس حسنلی
دانشگاه فردوسی مشهد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۴
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اردیبهشت ۱۳۹۳
فروردین ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
آرشيو
برچسب‌ها
هرمنوتیک (6)
مولانا (5)
آگوستین (5)
روحانی (3)
مناظره (2)
فرهیختگی (2)
سیمرغ (2)
انتخابات (2)
نیشابور (2)
حداد (2)
الذین قالوا ربنا الله (2)
عاشورا (2)
خاتمی (2)
هاشمی (2)
اصلاحات (2)
گرانی (2)
روز معلم (2)
محلل (1)
خیام (1)
نوروز (1)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM