X
تبلیغات
کرسی آزاد اندیشی شمس پرنده

کرسی آزاد اندیشی شمس پرنده

مثنوی ، هرمنوتیک و مباحث اجتماعی : آزادی ، قانون ، نقد : گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن...

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند...

مدتیست که چون گذشته نمی نویسم و دوستانی که سری به این صفحات می زنند با مطلب جدیدی روبه رو نمیشوند.  راستش چند ماهیست که در خود فرو رفته ام و به نقد خودم می پردازم. به قول معروف : جامعه را که نشد اصلاح کنیم و به اصلاح خودمان روی آوردیم.

از آن روزی که به شکل اتّفاقی این وبلاگ را ساختم و با جدّی گرفتن دوستان، به عرصۀ وبلاگ نویسی قدم نهادم، حدود 4 سال می گذرد. در این مدّت، رنگ غالب در نوشته هایم «نقد» بوده است و علی الخصوص نقد سیاسی و اجتماعی. آدمی در هر راهی که پا می گذارد نباید سرش را پایین بیاندازد و تا ته خط برود، بلکه لازم است گاه بایستد و به راهِ آمده نظری بیاندازد و نقاط ضعف و قوّت کارش را بسنجد و پس از این مرحلۀ سکون، دوباره یا همان راه را ادامه دهد یا تغییر مسیر دهد. البته علّت دیگری هم برای رکود کار و کاسبی(بی مزد) امثال ما وجود دارد و آن هم منتفی شدنِ بزرگ سوژه ساز قرن است که با رفتنش سوژه ای برای نقد نمانده است!

- نوشته های من اکثراً دلنوشته بودند و محصول حال اکنون و به عبارتی نقدِ حال. همین ماهیّت باعث می شد


برچسب‌ها: نقد, خودشناسی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 13:31  توسط علی اکبر رضادوست  | 


جشن(یسن)نوروز، یادمان ایرانیان نیک اندیشی است که جشن و یسنشان یکی است. بهار و سرزندگی آن، بویی است از بوستان عقل و جان ؛ فربگی جان و سلامتی تن شما دوستان در این نوروز آرزوی من است.

اما به صِرف آرزو چیزی درست نمی شود که انّ الله لا یغیّر ما بقوم حتّی یغیّروا ما بانفسهم. باید خودمان بخواهیم تا بشود. باید در میدان باقی بمانیم و اخلاق حسنۀ مشارکت جویی را فقط منحصر به صندوق رأی ندانیم.

از نوروز سال قبل که رهبری انقلاب آن را سال حماسۀ سیاسی و اقتصادی نامیدند یک سال می گذرد. سالی که با امیدها و ناامیدی هایی توئم بود. نگران بودیم، و مردد بودیم که در انتخابات شرکت کنیم یا نه. نمی دانستیم نتیجه اش مثل انتخابات دهم می شود یا نه، به هر روی بار دیگر اعتماد کردیم و با بلوغی که حاصل شیرینی ها و تلخکامی های قبل بود به میدان آمدیم. بزرگان قوم هم تمهیدات لازم را دیده بودند و با مناظرات تلویزیونی خاص، فضای انتخاب اصلح را فراهم نمودند. روحانی در میان سایر گزینه ها یک سر و گردن قوی تر بود. او هم آداب سخنوری می دانست و هم تجربۀ اجرایی لازم را داشت و هم تیمی از صاحب خبران را در کنار داشت. او به واقع اصلاحطلبی اصولگرا بود. ما هم حرف های اصلاحطلبانه را از دهان او می شنیدیم و هم یقین داشتیم پایه های اعتقادیش به اسلام و نظام قویست. این شد که عزمی ملّی ایجاد شد تا گزینۀ اصلاحطلبمان را در قبال یقین به پیروزی گفتمان شایستگان فدا کنیم. عارف با خواست بزرگان اصلاحات و عزم ملّی دانایان قوم به کنار رفت تا شانس شایسته خواهان و معتدلان بیشتر شود و نتیجۀ این بلوغ و فداکاری سیاسی برآمدن روحانی بود.

روحانی در نخستین قدم در پی اصلاح ارتباطات خارجی برآمد و با تیمی کارشناس که ظریف گُل سرسبد آن محسوب می شد و این را در هنگام گرفتن رأی اعتماد به رخ کشیده بود، به مصاف زیاده خواهان جهانی رفت و موفق شد به قول خودش دیوار تحریم را بلرزاند.

در ماه های منتهی به عید، مهار تورّم را در خریدهای خانواده حسّ کردیم و فهمیدیم که اوضاع نسبت به نوروز سال قبل کمی بهتر شده است و این برای این چندماهه ریاست کارنامۀ خوبی بود.

او در سطح وزرا از وزیرانی بهره گرفت که آزمون و خطاهایشان را قبلاً کرده بودند. در سطح میانی و استانداران هم تا حدّ زیادی چنین کرد. در سطح سایر مدیران استانی و شهرستانی هنوز موفّق به تغییرات چندانی نشده است امّا در همین مقدار که دست به تغییر زده است با معیارهای شایسته سالاری همخوانی دارد.

به عنوان مثال در استان خراسان رضوی و در فضای آموزشی که من صلاحیّت اظهار نظر در آن را دارم شاهد چند تغییر کارشناسانه بودیم. برای نخستین بار در طول سه دهۀ پس از انقلاب مدیر کلّ آموزش و پرورش خراسان به دست یک دکترای تخصصی علوم اجتماعی سپرده شد. دکتر حسینی در سابقۀ اجرایی خود فرمانداری شهر بزرگی چون مشهد را در دوران اصلاحات دارد و سال ها در بدنۀ آموزش و پرورش خدمت کرده است. این مدیر کلّ نیز مدیران خوبی را به کار گمارد. یکی از این مدیران که من می شناسمش و در نیشابور ریاست آموزش و پرورش را بر عهده گرفته است، سال ها دبیری کرده و در معلمیش موفق بوده، چند سال مدیر دبیرستان بوده و معاونت آموزش و پرورش را بر عهده داشته و از همۀ این ها مهمتر دانشجوی دکتری علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد است.

اگر چه هنوز بسیاری از مدیریت ها دست نخورده و مثلاً در بسیاری از ادارات و دانشگاه ها شاهد هیچ تغییری نیستیم ولی شایسته سالاری و اعتدال و تدبیر همین را حکم می کند. اگر دولت روحانی قرار بود به محض آمدن تمام مدیران را تعویض کند و مثلاً از کسانی بگمارد که ما می پسندیم(فرضاً اصلاحطلب دو آتشه)آیا این کار شایسته سالاری بود؟! آیا اعتدال و تدبیرمحوری بود؟ یقیناً چنین نیست.

آن چه من به عنوان یک معلّم منتقد حس می کنم این است که دولت روحانی با برنامه پیش می رود و بر ماست که دست به تضعیف این دولت نزنیم و مدیرانش را زیر سؤال نبریم. ممکن است این مدیران از بین حزب، گروه یا دوستان ما نبوده باشند امّا بر اساس معیارهای درستی انتخاب شده اند. پس اگر ما دلمان برای آرمان شایسته سالاری و تخصص محوری می سوزد یاریشان کنیم و اگر هم مشکل سهم خواهیست که آن مطلب به قول بیهقی جای دیگر نشیند.

من مطمئنم در سایۀ تدبیر این دولت مردمی، سال 93 سال خوبی خواهد بود. روحانی با اعتدال و تعاملی که با رهبری معظم و سایر ارکان نظام شروع کرده است ساربان را به سمت خوبی خواهد کشاند. این را از فضای برنامه های نوروزی امسال، از حضور دوبارۀ امثال مهران مدیری و ساعد باقری در تلویزیون و از نمادها و اِلِمان های نوروزی و باستانی که در سطح شهر می بینیم می شود استشمام کرد. اخم ها، گره ها و ابرهای سیاه چهرۀ مردم کم کم دارد به نسیم گره گشای خردمحوری و دانایی سپرده می شود.

بیاییم اکنون که بارقه های امید درخشیدن گرفته است به جای انتقادهایی که گاه ریشه در منافع شخصی و گروهی دارند دست خادمان این دولت باسواد را به گرمی بفشاریم و یاریشان کنیم.

یادمان نرود که این دولت منتخب خود ماست و کسانی چشم به موفق نشدن آن دوخته اند. یادمان نرود این دولت تا کنون بهترین نماد انتخابات خردمندانه و بالغانۀ ماست و فقط محصول امواج مقطعی و هیجانان فصلی نیست. پس :

دست در دست هم نهیم به مهر

میهن خویش را کنیم آباد  

سال خوبی داشته باشید- ارادتمند  


برچسب‌ها: نوروز93, سال گذشته, پیش رو
+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 14:14  توسط علی اکبر رضادوست  | 

امروز 22 بهمنی رقم خورد که به نظرم با سال های دیگر متفاوت بود. امروز حماسۀ سیاسی مدّ نظر رهبری خردمندمان کامل شد. در میان سیل عظیم ملّت، حس قطره ای کوچک را داری که به سمت اقیانوس می رود. امروز تجلّی اتحاد مردم بود.

امروز  به امریکا گفتیم که نمی گذاریم 28 مردادها را تکرار کنی. ما به تو اعتماد نداریم. امروز امواج اقیانوس ایرانیان به زیر میز تو و گزینه هایت زد.

ما روی پای خود می ایستیم و به مردمسالاری و آزادی می رسیم. هیچ کس برای هدیۀ آزادی و دموکراسی برای کشور دیگری فرش قرمز پهن نمی کند. اگر کشورهای پیشرفته از دموکراسی برخوردارند، این به معنای آن نیست که همان رفاه و قانون و دموکراسی را برای ما هم بخواهند. آن ها نفت ما را می خواهند و منافع دیگر این منطقه را. دموکراسی هدیه دادنی نیست بلکه باید با جان کندن به آن رسید. ملت ایران به مردم سالاری خواهد رسید آن هم از نوع بی عیب آن. از نوع معنوی آن . از آن نوعی که هم خانواده و ارزش زن در آن حفظ شود و هم رنگ الهی در آن باشد.

یقیناً این حضور بی نظیر امروز، پشتوانۀ تیم مذاکره کننده دولت تدبیر و امید خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 14:33  توسط علی اکبر رضادوست  | 

مطالب قدیمی‌تر