وبلاگ نویسی، فیس بوک، تلگرام و... راهی به سوی سلامت روان:
تا کنون از مضرات فضاهای یادشده شنیده و خوانده ایم همچنین فواید بسیار آن را در جهت اجتماعی و رسیدن به حقوق شهروندی و... تجربه کرده ایم. اکنون قصد دارم از یک تجربۀ شخصی در نوشتنی که در قالب "وبلاگ نویسی" آغاز شد سخن گویم:
وبلاگ نویسی این جانب از پرشین بلاگ به صورت تصادفی و تمرینی و گذاشتن چند شعر از سیاه مشق های خودم آغاز و سالها بعد و به صورت جدی تر در بلاگفا ادامه یافت. وقتی که در کارگاه رایانه مشغول آموزش ساخت وبلاگ بودم صفحه ای تمرینی ایجاد کردم که بعداً توسط یکی از همکلاسان در دانشگاه تهران به جد گرفته شد و من همینجوری و با وسوسۀ دوست ناباب گرفتار نوشتن شدم!
نوشتن در حالیکه می دانی خیلی ها خوانندۀ نوشته هایت هستند شروعی است برای درآمدن از لاک فردیت؛ اتفاقا "عشق" هم در عرفان با چنین نگاهی دیده شده است و برای همین جناب مولانا در ابتدای دفتر نخست مثنوی می فرماید:
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است/ عاقبت ما را بدان سر رهبر است
زیرا عشق هم مرحله ای است از به در آمدن از لاک فردیت و توجه به غیر.
هر نوشتۀ تلگرامی، وبلاگ نویسی و... که منش اجتماعی دارد همراه با بازخوردها و کامنت ها یک دوره از تربیت اجتماعی است از چالش با ترس ها، شناخت قوانین و مقررات، آشنایی با سلایق و ذوق ها و در یک کلام سطحی از عمل به "گفتگو" یعنی همان عنصری که به قول گادامر ما آن هستیم یا "گفتگویی که ما هستیم".
امروزه شعرتراپی یا درمان با شعر، تأتر تراپی و بسیاری از انواع درمان ها در جهان مرسوم است و یکی از آنها هم دست به قلم بردن و نوشتن است که نگارندۀ این نوشته فواید آن را به عینه دیده است.
پس تأخیر جایز نیست. لطفا امتحان کنید و اثرات آن را ببینید...
علی اکبر رضادوست
ساعت 12 جمعه شب سوم اردیبهشت  1395