کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده​تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی؟!
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی​نوایی
در آن بحرید کین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
زکف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر زمایی
بر آ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
غزلیات شمس ، نسخه ی استاد فروزانفر ، ص 1004

فردا عاشوراست و مطابق قراردادی نمادین روزیست که امامی عاشق با یاران و خانواده ی وفادارش به زیر شمشیر عشق می روند :

زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت  /  کان که شد کشته ی او نیک سرانجام افتاد

این ماجرا رازیست عاشقانه بین خدا و بندگان خاصش و با عقل دوراندیش قابل تفسیر نیست و برای فهم آن باید عاشقی ورزید و دیوانگی که :
آزمودم   عقل  دوراندیش  را  /  بعد از این دیوانه سازم خویش را

السلام علی الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین . امام عزیز گام نهادن در راه تو سخت دشوار است لیکن بویی از آن را به ما برسان ...